۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه

چهارشنبه سوری امسال را به روز عزای رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی تبدیل می کنیم


*** چهارشنبه سوری امسال , باشکوهتر از هر سال ***







*** شعارهای پیشنهادی برای چهارشنبه سوری امسال***

آی بته بته بته؛ رژیم باید بیفته!




چه چهارشنبه، چه نوروز؛ قیام ملی پیروز!




ولایت حرف مفته، رژیم باید بیفته؛ اگر چه پوست کلفته!




امسال سال آخره؛ کل رژیم باید بره!




کشته ندادیم که سازش کنیم؛ رهبر قاتل رو ستایش کنیم!




نه سازش، نه تسلیم؛ ملت بی شکستیم!




جمهوری اسلامی، با هر نشان و نیرنگ؛ نابود باید گردد!




حکومت ایرانی، بر پایهٔ رفراندوم عمومی؛ ایجاد باید گردد!

۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

چهارشنبه سوری امسال را به جهنمی برای رژیم تبدیل کنیم


دگر باره نوروز اين كهن آيين ايرانی از راه می رسد . نوروز برای ايرانيان نه تنها يک آيين خجسته است و پاسداشت آن بایستنی است كه در طول زمانه همواره وسيله ای برای مبارزه با دشمن بدطينت اين مرز و بوم نيز بوده است.



چه بسا حمله تازيان و مغولان كه ايران را يكپارچه غرق در خون كرد نيز نتوانست نوروز را از ذهن ايرانيان به در برد كه برعكس هر زمان بيگانه ای پا در اين خاک نهاد و در انديشه نابودی ايران و آيين ايرانی بود ، اهميت برگزاری آيين های نوروزی دو چندان جلوه كرده است.



اكنون نيز ايران گرفتار است. گرفتار ظلم و جور ناشی از حاكميت رژيمی پلید كه وجودش برای نابودی ايران و فرزندان ايران زمين است.




هموطنان مبارز؛



بار دگر نوروز از راه می رسد. برگزاری هر چه گسترده تر و آشكارتر آيين های نوروزی وظيفه ملی - مبارزاتی ماست و در ميان آيين های نوروزی ، كه برگزاری دسته جمعی آن ميسر است ، چهارشنبه سوری بهترين فرصت برای نمايش عشق به ميهن و آيين های ميهنی و اعلام انزجار از رژيم خونخوار و جنایتکار حاكم بر ميهنمان است.




برای حضور در مراسم چهارشنبه سوری امسال به ديگر هموطنانمان در خيابان ها و مراكز اصلی شهر محل سكونتمان بپيونديم تا ضمن نشان دادن اتحادمان ، بار ديگر ، و اينبار پرقدرت تر از هميشه ، صدای دادخواهيمان را به گوش جهان و جهانيان برسانيم.

*** چهارشنبه سوری امسال ,  با شکوهتر از هر سال***

با سپاس از وبسایت ایران پرس نیوز

***فيلم منتشر نشده از حمله به كوی دانشگاه***


در حمله ی وحشیانه ی اراذل و اوباش بسیجی" انصار حزب الله" به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد 1388 ، پنج تن از دانشجویان مبارز و بی دفاع کشورمان جان باختند : "فاطمه براتی ، کسری شرفی ، کامبیز شعاعی ، محسن ایمانی ، مبینا احترامی" که رژیم خونخوار جمهوری ننگین اسلامی از ترس واکنش عمومی ، پیکر خونین این جوانان آزادیخواه را شبانه در بهشت زهرا به خاک سپرد.


فیلم در 2 قسمت در YouTube:



گزارش CNN از فیلم حمله مزدوران جنایتکار رژیم اشغالگر جمهوری کثیف اسلامی به دانشجویان بی دفاع کوی دانشگاه:


بازداشت شیر زن ایرانی به خاطر حمل پلاکارد علیه پاسدار تیر خلاص زن احمقی نژاد


پارس دیلی نیوز:شیر زن جواني كه هنگام حضور پاسدار تیر خلاص زن محمود احمقی نژاد جنایتکار در اصفهان پلاكارد "‌ای مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست"حمل مي‌نمود،دستگير شد.

سایت حکومتی جهان وابسته به گروه سرکوب نوشت: در پي سفر دوره‌اي احمقی نژاد و هيئت دزدان دولت به اصفهان و سخنراني اين مردک ابله در جمع مردم اين شهر يك خانم جوان با هدف بر هم زدن جو استقبال كنندگان اقدام به حمل پلاكاردي با مضمون "‌اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست" نموده بود كه چندی پیش توسط نيروهاي سرکوبگر و وحشی امنيتي منطقه شناسايي و دستگير شد.

وي در بازجويي‌هاي اوليه گفته است در برخي از تجمعات پس از انتخابات كارهايي نظير پاره نمودن عكس خمینی کثافت گور به گور شده و سید علی گدای خامنه ای تریاکی قاتل را انجام ‌داده است.

گفتني است در هنگام بازداشت اين شخص تعداد ديگري پلاكارد بامضامين ضد حکومتی كشف و ضبط گرديده كه براي توزيع بين مردم آماده شده بود.

بزرگداشت مراسم چهلمين روز شهادت مصطفی کریم بیگی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران



گزارشی از بزرگداشت مراسم چهلمين روز شهادت مصطفی کریم بیگی



حدود ساعت 4 عصر روز پنج شنبه 29 بهمن ماه جمعی از مادران عزادار در مراسم گراميداشت چهلمین روز در گذشت شهید مصطفی کریم بیگی در روستای جوقین از توابع شهریار حضور یافتند.

وقتی به آنجا رسیدیم, سر مزار مصطفی مادر ،عمه و وابستگان او به گرمی از ما استقبال کردند و چه دردمندانه می گریستند.مراسم با شکوهی بود.تعداد زیادی از اهالی روستا ،وابستگان و عده ای از تهران برای اعلام همدردی حضور داشتند.
او در حالی که گلوله ای به پیشانی اش اصابت کرده بود از بالای پل کالج به پایین پرت شده بود. هنگامی که به مدت 14 روز خانواده او در نهایت استیصال دم زندان اوين ،آگاهی و ... مراجعه می کردند ، با جستجوی کامپیوتری عکس او به آنها می گفتند رويت نشد. بالاخره بعد از 14 روز در سردخانه کهریزک در میان خیل اجساد موجود در آنجا جنازه پسر خود را می یابند. به خانواده اعلام شد به شرطی جسد تحویل داده می شود که بپذیرند مصطفی در اثر برخورد با شيئی نوک تيز کشته شد ، همینطورعنوان شد اگر بپذیرند که اعلام نمایند مصطفی بسیجی بود یک قبر دو طبقه در بهشت زهرا به آنان اختصاص داده می شود و در غیر این صورت فقط مجاز بودند شبانه اورا دفن کنند و با زیر بار نرفتن خانواده، نهایتا در روستای جوقين و شبانه با حضور ماموران دفن شد.

عکسی با چهره ای بسیار معصوم و دلنشین بر مزارش بود ،مادر می گوید این عکس را درست چند روز قبل از مرگش گرفته بود و گفته بود این عکس برای مراسم ترحیم کاملا مناسب است ، من کاملا حاضرم برای راحتی آیندگان از جونم بگذرم و هیچ بیمی از مرگ ندارم.

مادر گريان می گويد پسرم ستون خانه ام بود ،پاک و معصوم بود ،بدون سحری روزه می گرفت ،نه دروغ نه بدزبانی و نه بی احترامی، با رفتنش کمرم شکست. چطور ممکنه در روز عاشورا کسی را با این قساوت بکشند؟
می گوید پسرم 14 روز در سردخانه بود ،سرش فقط صورت داشت و بقیه کاسه سرش متلاشی شده بود و وقتی شب هنگام دفنش می کردیم تازه جسد از انجماد در آمده بود و خونش راه افتاده بود و دستم پر از خون پسرم شده بود ،هیچ چیزی ارزنده تر از خون پسرم نبود که ریخته شد ،پس من هیچ شرطی را نمیپذیرم.
دردهایش بیشمارند و شنیدنش بندبند وجود هر انسانی را به لرزه در می آورد که چگونه موجوداتی با ظاهری انسان نما میتوانند اینگونه خشن و سفاک باشند؟ میگوید در طول این 14 شبانه روز ،روزها موبایل پسرم خاموش بود و هر شب بعد از ساعت 12 با موبایلش به خانه مان زنگ میزدند و صدای نفس نفس زدن ممتد و خسته کسی ازآن طرف شنیده میشد ،این کار در طول هر شب چندین بار تکرار می شد.

میگوید هنگام راه رفتن درخیابان ناخودآگاه گریه ام میگیرد، هرلحظه فکر میکنم کنارم ایستاده برمیگردم و میبینم تنهایم ، گاهی هم فکرمیکنم این از خود خواهیم است که او را اینقدر کنار خود و برای خود آرزو میکنم ،اوخواست تا برای همه باشد و رفت .

دراین زمان با همه وجود معنی فریادهای او را هنگامی که از مادران می خواست یکصدا و آنچنان بلند خدا را فریاد کنند تا عرش را به لرزه درآورند درک میکنم. صحنه فریاد خدا ،خدای مادران در پایان مراسم دل هر انسانی را به درد می آورد، او فقط با همین چند کلمه تمامی حقوق مادرانه خود را فریاد می کرد .

برای پذیرایی از میهمانان تاکید ویژه ای می شدکه حتما خيار و آب سيب توسط حضار برداشته شود و بعدا فهمیدم خواهر مصطفی او را بخواب میبیند که مصر است در میان میهمانان درکنار میوه ها سیب و خیار به عنوان نماد سبز پخش شود، هنگام خداحافظی درداخل هیچ بشقابی خیار نبود.

حوالی ساعت 6 مجبور بودیم خداحافظی کنیم ، مادرش میگفت: درکنار شما احساس خوبی دارم وکمی سبک می شوم و ما چقدر آرزو میکردیم تا کمی و فقط کمی ، ازدردهای بی شمارش را بکاهیم .
راهش پر رهرو ، یادش گرامی باد،



4 اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010

سر دادن سرود یار دبستانی در مقابل زندان اوین

پارس دیلی نیوز:زندانیان آزاد شده همراه با خانواده ها و مردم در مقابل زندان اوین سرود یار دبستانی سر دادند.

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خانواده ها و مردم تهران برای شبهای متمادی در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

علیرغم سرمای زمستان از غروب روز سه شنبه 4 اسفندماه تعداد زیادی از خانواده های و مردم تهران در مقابل زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی زندانیان سیاسی تاکید کردند.خانواده ها که از مادران و پدران سالخورده هستند و سن بعضی از آنها تا 80 سال می رسد و به سختی قادر به راه رفتن هستند در انتظار آزادی عزیزان خود بسر می برند.

در اثر پافشاری و ایستادگی خانواده ها تعداد دیگری از زندانیان سیاسی از بند ولی فقیه رههایی یافتند و به آغوش خانواده های خود بازگشتند . حوالی ساعت 21:50 یکی از دستگیرشدگان که از درب زندان مخوف اوین خارج می شد هنوز 2 الی 3 پله از درب دور نشده بود که دستان خود را به علامت پیروزی بالا برد و شروع به خواندن سرود یار دبستانی نمود و بلافاصله توسط خانوادهها و مردم همراهی شد و به شکل فریادهای اعتراض آمیز در آمد.

در این زمان تعداد از پاسداران از زندان اوین شتاب زده بیرون آمدند و با فریادهای غضب آلود شروع به فریاد زدن کردند که اگر ادامه دهید دیگر کسی را آزاد نخواهیم کرد ولی حاضرین تا پایان این سرود ادامه دادند.

کسانی که سالخورده هستند بخاطر سرمای زمستان در ماشینهای خود باقی می مانند ولی به محض آزادی هر زندانی پدران و مادران مسن از خودروهایشان بیرون می آیند و همراه با سایرین به دست زدن و شادی کردند می پردازند.این مسئله باعث خشم نیروهای سرکوبگر می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

04 اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010

آقای عبدالمالک ریگی رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران "جندالله" توسط نیروهای وحشی و بی شرف رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی بازداشت شد


۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

فردا مراسم بیستمین سالروز تولد سهراب در بهشت زهرا


ایران پرس نیوز:سایت ندای سبز آزادی: چهارم اسفندماه بیستمین سالروز تولد سهراب اعرابی یکی از جانباختگان مظلوم جنبش سبز است. سهراب اعرابی تنها ۱۹ سال داشت که توسط رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی به شهادت رسید. او چهارم اسفند امسال ۲۰ ساله می‌شود. مادرش پروین فهیمی و برادرش سیامک اعرابی همچنان در غم شهادت مظلومانه او داغدار و سیاه ‌پوشند. آن‌ها چهارم اسفند بر سر مزار او در قطعه ۲۷۵ بهشت زهرا حاضر خواهند شد تا اولین تولدش را بدون خود او جشن بگیرند. این مراسم از ساعت ۳ بعد از ظهر چهارم اسفندماه به مدت یک ساعت و نیم در بهشت زهرا برگزار خواهد شد. شنیده شده است که تعداد زیادی از سبزهای مقیم تهران قصد دارند به صورت گروهی در این برنامه شرکت کنند و با نثار گل به بازماندگان تولد این جانباخته راه آزادی ایران را جشن بگیرند و یادش را زنده کنند.

25 اسفند چهارشنبه سوری امسال غوغا می کنیم



*** چهارشنبه سوری امسال , باشکوهتر از هر سال ***






در دل آتش هم ما می جنگیم


تالار گفتگوی چهارشنبه سوری راه اندازی شد:

۱۳۸۸ بهمن ۳۰, جمعه

اطلاعیه،توطئه رژیم جمهوری اسلامی عليه آقای شهرام همایون را محکوم ميکنیم



پارس دیلی نیوز
تلویزیون ماهواره ای شبکه یک :در جریان مبارزه ایرانیان علیه رژیم جمهوری اسلامی و فعالیت آنانی که فعالان سیاسی خوانده میشدند- جمهوری اسلامی که گر چه فقط نسبت به بعضی از رهبران اپوزیسیون ابراز عناد و مخالفت میکرد و سپس نیز در صدد ترور شخصیت و حذف کسانی مانند شاپور بختیار- دکتر علی امینی – مدنی – دکترگنجی – نزیه – دکتر قاسملو و... بود - ولی با فراگیر شدن این مبارزات از سوی رسانه های همگانی این طیف هم موجب نگرانی رژیم شد و از اثرگذاری این رسانه ها و فعالان سیاسی بر افکار عمومی بیمناک کردید.

رژیم جمهوری اسلامی گر چه اقدام جنایتکارانه ای برای طرح ریزی ترور بعضی از سران مخالفان خود در خارج از کشور طراحی و عملی کرد ولی از رویارویی آشکارا با دیگرفعالان سیاسی در رسانه ها خودداری می ورزید ونوعی بی اعتنایی از خود نشان میداد و گاه در رسانه های مزدور خود مبارزات آنان را مورد تحقیر قرار میداد و فقط به نام مختصری از آنان اکتفا می کرد ولی در تحولات چند سال اخیر مبارزاتی که کانال یک و آقای شهرام همایون مبدع و مبتکر نهضتی به نام " ماهستیم " شدند و سپس پیامدهای اثر گذار آن در داخل کشور موجب تظاهرات گسترده ای در تهران و بسیاری از شهرها گردید – ناگهان این واکنش ملی موجب تشویش سردمداران رژیم شد و عجولانه برنامه ترور شخصیت آقای شهرام همایون را در خارج از کشور به مرحله اجرا گذاشتند.

 

در این برنامه ها گروههایی به ظاهر از "مبارزان علیه جمهوری اسلامی" – نه فقط در آغاز برنامه های سیاسی شهرام همایون را مورد نقد و فحاشی و استهزا قرار دادند ولی سپس چهره خصمانه ای علیه او و کانال یک و برنامه مبارزاتی " ما هستیم " گرفتند.

 

این تلاس رذیلانه ( که جمعی نیز به طور نا آگاه به آن پیوسیتد ) اما نه تنها موجب تعویق و توقف برنامه مبارزاتی " ما هستیم " نشد بلکه چهره ای فراتر از یک مدیر برنامه تلویزیون مبارزاتی به آقای شهرام همایون و کانال تلویزیونی او داد که رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی را به واکنش های دیگری وا داشت که به حذف کانال تلویزیونی او بیانجامد و در نهایت متوسل به حربه ای شد که به ظاهر " از پذیرش جهانی " بر خور دار بود. به این ترتیب که ساده لوحانه به حکم یکی از دادگاههای جمهوری اسلامی آقای شهرام همایون گرامی را " تروریست" خواند.
رژیم جمهوری اسلامی که خود بارها به عنوان یک حکومت تروریستی و تروریست پرور در جهان معرفی شده است در این زمینه به اصطلاح بیگدار به آب نزد و آن را به یکی از محاکم خود در شهرستانها واگذلر کرد که در موقع لزوم بتواند از زیر بار این تحمت تو خالی شانه خالی کند که می دانست چنین اتهام نا روایی بهیچ وجه با روحیات یک روزنامه نگار و مدیر یک تلویزیون مبارزاتی و ساسی – همخوانی ندارد. با این حال برای اینکه که چنین حکمی و فتوایی " هر چند نا پذیرفتنی " را به گردش جهانی در آورد و برای بهره برداری عوام فریبانه دستور جلب چنین " تروریستی" را به پلیس جهانی " ( اینتر پل ) سپرد که ظاهرا در این زمینه به جای هر گونه سند و مدرکی از حکومتها فقط ادعا و درخواست اتهام آنها رامی پذیرد و نه چیزی دیگر!؟

 

در حالی دیدیم که چگونه این تیر افترای جمهوری اسلامی نه فقط به سنگ خورد که ترکش های این خمپاره اتهام دروغ به سوی رژیم بر گشت تا همه بدانند پس از سالها تیرهای انتقاد و باز خواستی که از چله کمان تلویزیون سیاسی کانال یک و از طریق  آقای شهرام همایون – به سوی حاکمان ظالم ایران نشانه گرفته شده است – یکی پس از دیگری به هدف نشسته است. علاوه بر آن چنین اتهام واهی موحب مقبولیت شهرام همایون این روزنامه نگار مبارز و مدیر تلویزیون یک – میان مردم ایران و محبوبیت او در خارج از کشور شده است .

برای محکوم کردن توطئه رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی علیه آقای شهرام همایون گرامی لطفا پتیشن زیر را امضا فرمایید:

۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه



رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی چند ماه پیش در بیدادگاهی در شهر شیراز به جناب آقای شهرام همایون گرامی مدیر تلویزیون کانال یک اتهام تروریست بودن و حمایت از گروه های تروریستی زده است و حکمی در این باره صادر کرده است.مقامات بی شرف جمهوری ننگین اسلامی پس از چند ماه تلاش و فعالیت و پول خرج کردن این حکم را به پلیس اینترپل(پلیس بین المللی) دادند.
به همین دلیل مشکلات بسیار بسیار زیادی از لحاظ قانونی برای آقای شهرام همایون و تلویزیون کانال یک بوجود آمده است.به همین دلیل پخش کانال یک از ماهواره یوتلست دبلیو3آ قطع شد.حتی قرار بود کانال یک از هاتبرد از یک فرکانس قوی بر روی ایر برود ولی به همین دلیل کمپانی مربوطه قبول نمی کند که کانال یک را بر روی ایر بفرستد.

 آقای دکتر علیرضا نوریزاده  امشب در برنامه شان در تلویزیون رژهلات این موضوع را به طور کامل برای بینندگان شرح دادند و دلیل قطع شدن کانال یک از ماهواره را گفتند.

فایل تصویری توضیحات آقای دکتر علیرضا نوریزاده گرامی با فرمت 3gp برای دانلود:

http://www.zshare.net/download/72648827ff595ebb
نام آقای شهرام همایون در لیست Wanted وبسایت اینترپل:

http://www.interpol.int/public/Data/Wanted/Notices/Data/2009/32/2009_22132.asp

*** به دلیل مشکلات فراوان پیش آمده از لحاظ قانونی برای آقای شهرام همایون تا اطلاع ثانوی پخش برنامه های کانال یک از هیچ ماهواره ای برای ایران و اروپا به صورت 24ساعته مقدور نیست.***

امیدوارم این مشکلات ظرف چند ماه آینده رفع شود و پخش تلویزیون مبارز کانال یک از چند ماهواره برای ایران و اروپا به صورت 24ساعته از سر گرفته شود.

تا آخرین نفس ما هستیم و برای آزادی ایران می جنگیم

مرگ و ننگ بر رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی در تمامیت و کلیتش

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

احساس خمینی دجال جنایتکار پس از پانزده سال دوری از ایران


( به مناسبت دهه زجر)

خمینی گور به گور شده دجال جنایتکار پس از اینکه پای کثیفش را  بر سرزمین پاک ما نهاد وقتی خبرنگار از او در هواپیما پرسید: چه احساسی می کنید از بازگشت به ایران؟ , خمینی دجال جنایتکار گفت: هیچی! خبرنگار با تعجب گفت: هیچی؟! , خمینی کثافت هندی زاده بار دیگر گفت : هیچی اصلا! , خبرنگار با کمال تعجب گفت: حاجاقا!!! , خمینی گور به گور شده جنایتکار گفت: دیگر صحبت نمی کنم!!!!



برای دیدن فیلم " هیچی! " خمینی گور به گور شده لطفا به لینک زیر مراجعه فرمایید:


مرگ و ننگ بر رژیم اشغالگر جمهوری کثیف اسلامی

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

برگردان فارسی سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی – در یونیورسیتی کلاب


خانم ها و آقایان،



دوستان و اعضای گروه های دیپلماتیک در واشنگتن،



برای من جای خوشوقتی بسیار است که امشب، در این مکان تاریخی، جایی که بسیاری از اعضای نامدار آن درطول قرن گذشته از زمان تشکیل آن در سال ۱۹۰۴، در شکل دادن به جهان ما، و پایه گذاری اصول دموکراسی و ارزش هایی که همۀ ما به آنها باور داریم، نقش داشته اند، در میان شما باشم. من، بویژه از دکتر نورمن بیلی، و آقای نوربرت کوپینسکی، به خاطر دعوت از من و تدارک برنامۀ امشب سپاسگزاری می کنم.



پیش از پرداختن به رویدادهای شگفت انگیزی که هم اکنون در کشور من رخ می دهد و بی گمان شکل و مسیر آیندۀ کشور مرا دگرگون خواهد ساخت، مناسب می دانم روی این واقعیت تاکید کنم که ما در جهان پیچیده ای زندگی می کنیم که آن امیدها و دیدگاه هایی که ما آنها را تحسین می کنیم و نشانه های پیشرفت، مدرنیته، و رفتار متمدنانه می دانیم، به گونه جدی به چالش گرفته شده اند.



اما، برخلاف باور رایج و القای رسانه ها، این چالش از سوی اسلام یا ادیان دیگر انجام نمی گیرد، بلکه این تهدیدی است که از سوی اتحاد مذهبیون انقلابی متعصبی که موفق شده اند با پافشاری برچالشگری و مخالف خوانی، هم زمان با ایجاد موانع در راه اهداف صلح آمیز، ثبات و پیشرفت در مناطقی مانند خاورمیانه و ورای آن، به نادرستی خود را نمایندۀ اکثریت پیروان این ادیان معرفی کنند پدید آمده است.



اعلام ناموفق بودن جهان غرب در مقابلۀ موثر با این مشکل به صورت ریشه ای، به وضعیتی انجامیده است که پس از نزدیک به ۸ سال از حضور نظامی در کشورهایی مانند افغانستان و عراق، سازمان هایی مانند القاعده و هواداران آن توانسته اند تجدید سازمان یابند و بار دیگر جهان و از جمله خاک اصلی آمریکا را با اقدامات جدی تروریستی تهدید کنند، چنان که شاهد تهدید تروریستی فرودگاه دیترویت در روز کریسمس بودیم که خوشبختانه ناموفق ماند.



من هیچ تردیدی ندارم که ظهور جمهوری اسلامی خمینی در سال ۱۹۷۹، که کشور مرا به گهوارۀ بنیادگرایی اسلامی جدیدی تبدیل کرد و در گشودن دروازه ها برای پراکندن گرایش های ستیزه جویانۀ اسلامی ضد غربی، نه تنها در خاورمیانه، بلکه در سرتاسرجهان اسلام، نقش اساسی داشت.



افزون براین، روی کارآمدن جمهوری اسلامی، یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با اهمیت سوق الجیشی را به سکوی پرش برای گسترش تروریزم مورد حمایت دولتی تبدیل کرده است و خود به صورت پدرخواندۀ گروه های شبه دولتی در آمده است که ثبات سرتاسر خاورمیانه را زیر تهدید قرار داده اند.



بنابراین، به آنان که مشتاقانه خواستار پیشرفت روند صلح در خاورمیانه هستند و یا در پی آنند که خاورمیانه را از صورت یک منبع تنش زا و بی ثبات کنندۀ جهان به در آورند، می گویم که هر اندازه وقت و منابع مالی که می خواهید، برای رفع این مشکل مصرف کنید، اما بدانید که این گرفتاری با اقداماتی مانند آنچه که در جنوب لبنان، یا غزه انجام می دهید، و یا در مناطق خطرناکی مانند عراق و افغانستان به کار می برید، حل شدنی نیست.



تا زمانی که حکومت کنونی در ایران می تواند خفقان آزار دهندۀ خود را بر مردم ایران ادامه دهد، و تا هنگامی که همواره و به گونه ای روزافزون خود و اقمار و متحدانش با تغذیۀ نامشروع از منابع مالی ملت ایران می توانند تجدید قوا کنند نه تنها هیچ چیز تغییر نخواهد کرد، بلکه خطری که متوجۀ بشریت و شیوۀ زندگی دلخواه ما است افزایش خواهد یافت و روز به روز به پیش خواهد راند.

به عقیدۀ من، ما برفراز طلوع صبح جدیدی هستیم که دیکتاتوری بنیادگرا در میهن ما سرانجام مجبور خواهد شد قدرت را به رستاخیز پرهواداری که قهرمانانش نیروهای آزادیخواه و کثرت گرا هستند واگذار کند.



من به این باور رسیده ام که یک چنین دگرگونی در ایران، بیدرنگ تاثیری قوی در سرزمین هایی مانند لبنان و فلسطین خواهد گذارد و سرانجام به وضعیتی خواهد انجامید که در آن، عوامل فتنه انگیز، مانند طالبان، القاعده و دیگر گروه ها، آسان تر مهارشدنی یا قابل کنترل خواهند بود.



پس از بیان این نظرات، اکنون من علاقمندم به چند نکتۀ خاص، درباره پروندۀ اتمی ایران، و نیز شرایط کنونی داخل کشور بپردازم.



نخست، دربارۀ پروندۀ اتمی ایران، اکنون به خوبی آشکار است که رژیم اسلامی، به تمامی ابتکارات و اشارات با حسن نیت پرزیدنت اوباما پاسخ منفی بدون ابهامی داده است. در برابر پیشنهاد شاخۀ زیتون به رژیم ایران، و کوتاه آمدن ناخوشایند پرزیدنت اوباما در محکوم کردن سرکوب خشونت آمیز «جنبش سبز» تابستان گذشته، تنها پاداش حکومت اسلامی به دستگاه رهبری کنونی آمریکا، وقت کشی، و سرانجام دبه درآوردن در برابر مصالحۀ ملایم تر ماه اکتبر سال گذشته بود که به گونه ای چشمگیر، ضعیف تر از خواسته های پیشین مطرح شده در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد می نمود.



نکتۀ جالب این است که پس از آنهمه بررسی که پس از دیدارهای ژنو در اکتبر گذشته به عمل آمده این، رهبرحکومت اسلامی و اطرافیانش بودند که ایران را مجبور کردند توافقی را که دولت احمدی نژاد آن را پذیرفته بود برهم زند.



چیزی که از این تجربه به دست می آید، اصل همان چیزی است که ملت ایران با چالش کنونی خود در برابر رژیم، مورد سئوال قرار داده اند و آن نقش یک رهبر نامنتخب است که بنا بر قانون اساسی اجازه دارد تصمیمات رئیس جمهور منتخب مردم را، حتی اگر انتخاب او از سوی مردم واقعی نباشد را لغو کند.



بنابراین، به کسانی که در اینجا، گمان می کنند سرنوشت پروندۀ اتمی ایران در زمان ریاست جمهوری شخص دیگری غیر از احمدی نژاد چیز دیگری خواهد بود، کاملا غیر واقعی است. اکنون زمان آن است که با واقعیت روبرو شویم. روشن است که حکومت ایران به هیچ روی سر آن ندارد که به خواسته های جامعۀ بین المللی دربارۀ پایان دادن به غنی سازی اورانیوم و دیگر فعالیت ها عمل کند. پرسش این است که آمریکا و متحدان اروپایی اش بدون داشتن یک اهرم کارساز، چه کاری می توانند انجام دهند؟ تا کنون، حتی تهدید به تحریم های اقتصادی بیشتر و یا حملۀ نظامی اسرائیل و یا ایالات متحدۀ آمریکا، برای بازداشتن حکومت ایران از پیش بردن برنامه های اتمی اش کار ساز نبوده است.



هم اکنون که ما در اینجا گفتگو می کنیم، تقریبا یک ماه از مهلتی که پرزیدنت اوباما به مقامات ایرانی داده است تا موضع خود را روشن کنند گذشته است. اما بجز چند اظهار نظر کلی، هیچ اقدام قاطعی حتی برای آغاز روند ایجاد یک اهرم کار آمد، به عمل نیامده است. از سوی دیگر، ایران بدون درنگ، سیاست بازداشتن غرب از تصمیم گیری علیه او را با مستحکم کرد جای پایش در نقاطی مانند لبنان و سرزمین های فلسطین، عراق، افغانستان، و به تازگی در یمن، هم پیش رانده است.



درچنین شرایطی، برای توضیح دادن بی عملی غرب علیه گردن کشی های حکومت ایران، به ویژه در یک سال گذشته، مناسب است این گفتۀ یک امریکایی نامدار، پرزیدنت وودرو ویلسون را بازگو کنم که گفته است: «هیچ کاری، هرگز اینهمه سیستماتیک، برای انجام ندادن کاری، انجام داده نشده است.»



اما از یک دیدگاه خوشبینانه تر، من نمی توانم باورکنم که اجازه داده خواهد شد این مسایل بیش از این ادامه یابد، زمان با خطرناک ترین شرایط در گذراست و من اطمینان دارم که رهبران مسئول در سرتاسر جهان از پیامدهای آن غافل نیستند. در واقع، من باور دارم که هنگامی که فرانسه در اول فوریه ریاست شورای امنیت را از چین تحویل بگیرد، ما شاهد اقدامات تازه ای خواهیم بود که موضوع پاسخگو بودن ایران در برابر جامعۀ بین المللی با قدرت تر و هم رایی بیشتری از هر زمان دیگر در چند سال گذشته، طلب خواهد شد. آیا اقدامات تنبیهی تازه ای از سوی شورای امنیت، برای وادار کردن ایران به تغییر سیاست اتمی اش کافی خواهد بود یا نه، بستگی به آینده دارد، اما من اطمینان دارم که برای حکومت اسلامی در ایران، تردیدی باقی نخواهد ماند که لحن بازیگران اصلی صحنه تغییر کرده است، و بهای ناسازگاری بسیار سنگین تر و عملا بیش از همیشه برای آنان خطرناک تر خواهد بود.



اکنون می خواهم توجهم را به وضع داخلی کشورم و ناآرامی هایی که از ۱۲ ژوئن در پی انتخابات ریاست جمهوری پیش آمده است بگردانم.



با توجه به ناکامی پی درپی غرب در سیاست چماق و هویج، برای وادار ساختن حکومت اسلامی به تغییر رفتارش، من همواره گفته ام که پاشنۀ پای آشیل رژیم هرگز چیزی مگر مردم شجاع ایران نبوده است، مردمی که اکنون جانشان را در کف دستشان نهاده و در تظاهرات پی در پی علیه رژیمی که سی سال آنها را زیر سلطۀ خشونت آمیز خود سرکوب کرده است، شرکت می کنند.



خامنه ای و احمدی نژاد که همۀ مشروعیت خود را از دست داده اند، در همدستی با یکدیگر برای فرونشاندن موج مخالفت ها، سیاست سرکوب خشونت آمیز را در پیش گرفته اند که بنا به گفتۀ بسیاری از سازمان های بین المللی هوادار حقوق بشر، به یک فاجعه علیه حقوق انسانی تبدیل شده است. از آغاز تظاهرات اعتراض آمیز، که اکنون بیش از ۷ ماه ادامه یافته است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شبه نظامیان بسیجی، نیروهای پلیس، هزاران نفر از تظاهرکنندگان مسالمت جو، و مخالفان، از جمله دانشجویان، فعالان حقوق زن، وکلای دادگستری و مدافعان سرشناس حقوق بشر را، در کوشش برای ترسانیدن مخالفان و وادار کردن آنان به سکوت، با روش های خشونت آمیز دستگیر کرده اند.



مامورین حکومت اسلامی رسما کشته شدن ۳۷ نفر از تظاهرکنندگان را به دست بسیجی ها و پلیس ضد شورش تایید کرده اند، اما آمار واقعی کشته شدگان در خشونت هایی که حکومت اسلامی ایجاد کرده است بسیار بسیار بیش از این است. بنا به اعلام مهدی کروبی، یکی از نامزدان شکست خوردۀ ریاست جمهوری، بسیاری از دستگیرشدگان زیر شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته و در برخی از موارد، در زندان و بازداشت گاه ها به آنان تجاوز جنسی شده است. در واقع، حتی یک گزارش پارلمانی در چند هفتۀ پیش، اعلام کرد که سعید مرتضوی، معاون بدنام دادستان تهران، که سابقۀ بدنامی او، همپایۀ بدترین ماموران اردوگاه های حکومت نازی است، متهم شده است که مسئول مستقیم مرگ دست کم سه نفر در زیر شکنجه در زندان کهریزک است، که سه سال پیش دستور بسته شدن آن صادرشده بود.



افزون براین، از ماه اوت به این سوی، قوۀ قضائیۀ حکومت اسلامی دادگاه های نمایشی متعددی برگزار کرده است که طی آنها نویسندگان سرشناس و سیاستمدارانی که در مبارزۀ انتخاباتی موسوی- کروبی همکاری داشته اند در صحنه های عمومی نشان داده شده و به خاطر اتهاماتی در رابطه با «اغتشاش»، کوشش برای پشتیبانی از «انقلاب مخملی» مورد تحقیر قرارگرفته اند.



طی این محاکمات نمایشی، بسیاری از این شخصیت ها، از جمله یکی از کارمندان ارشد محلی سفات انگلیس در ترهان، پیش از این که به یک دوره زندان دراز مدت محکوم شوند مجبور به اعترافات تلویزیونی شدند. شمار دیگری از دستگیر شدگان نیز به اتهام مشکوک «پشتیبانی از رژیم پادشاهی» به مرگ محکوم گشته اند.



هرچند که هدف قراردادن سیستماتیک و غیرانسانی تظاهرکنندگان و منتقدین حکومت به وسیلۀ نیروهای امنیتی نشان دهندۀ کوشش رژیم برای خاموش کردن صدای مخالفان است، علاقمندم به شما اطمینان دهم که این رویه جز ناکامی کامل، برای حکومت اسلامی چیزی به بار نیاورده است چنان که مخالفت با رژیم اسلامی زیر شعار «جنبش سبز» روز به روز نیرومند تر شده است. درحالی که خواسته های تظاهرکنندگان در روزهای نخست بیشتر پیرامون تقلب گسترده در نتایج انتخابات دور می زد، اما اکنون کاملا آشکار است که برخلاف کوشش هایی که از سوی موسوی، کروبی و رفسنجانی به عمل می آید تا خواسته های تظاهرکنندگان را در چهارچوب جمهوری اسلامی محدود کنند، نیروی محرک «جنبش سبز»، آنگونه که از صدای میلیون ها ایرانی محروم مانده از حقوقشان، بر می آید، گویای این واقعیت است که آنان به چیزی کمتر از یک دموکراسی سکولار که به عمر حکومت مذهبی کنونی پایان دهد، رضایت نخواهند داد.



بنابراین، خواستۀ جامعۀ ایران، دیگر خواستار آراستن چهرۀ جمهوری اسلامی، با برگزیدن شخص دیگری به جای احمدی نژاد، نیست. برعکس آنها به روشنی مشخص کرده اند که به چیزی جز محو کامل جمهوری اسلامی، که سرلوحۀ آن لغو قانون اساسی و الغای اختیارات تفویض شده به رهبر آن است، رضایت نمی دهند. چنین است که به باورمن، نه تنها تظاهرات علیه رژیم اسلامی در آینده، قدرتمندانه ادامه خواهد یافت، و رهبری کنونی «جنبش سبز» هرگاه بخواهد به چیزی کمتر از جدایی کامل از حکومت اسلامی، که اغلب از سوی شخصیت هایی مانند خاتمی و رفسنجانی مطرح می شود، تن در دهند، «جنبش سبز» راهی دیگر برای رهبری خود برخواهد گزید.



امروز، این یک واقعیت انکار ناپذیراست که آنان که می کوشند مصالحه ای میان «مردم در خیابان ها» و «رهبران حاکمیت» پدید آورند و ساختار کنونی حکومت اسلامی را حفظ کنند یادآور آنانی است که «هرچند رُخ به سوی آینده دارند، اما پشت به پشت به سوی عقب گام بر می دارند» تلاشی که سرانجام با ناکامی روبرو خواهد شد.



اجازه دهید با این گفته به پایان ببرم که من به آینده با خوشبینی می نگرم و اطمینان دارم که مردم ما سرانجام در ریشه کن کردن این رژیم ستمگر، که این همه ویرانی را در ۳۰ سال گذشته به زندگی آنها تحمیل کرده است، موفق خواهند شد. اما می دانم که راهی که در پیش است نه هموار است و نه گذشتن از آن آسان است. رسیدن به پیروزی نهایی شهامت و از خودگذشتگی بزرگی را از سوی میلیون ها مردم معمولی میهن من می طلبد. اما پاداشی که از یک ایران دموکراتیک صلجو به دست خواهد آمد تنها در چارچوب کشور ایران محدود نخواهد ماند، بلکه عامل عمده ای خواهد بود برای دگرگونی، و سیاست ها یی مانند تشویق بی ثباتی، تروریزم و غنی سازی جای خود را به دیدگاه هایی مانند همکاری منطقه ای، پیشرفت های اقتصادی و نیز تقویت صلح و ثبات در منطقۀ خاورمیانه و ماورای آن خواهد داد.



در این زمینه، هرکسی از جامعۀ بین المللی که دلبستۀ صلح باشد علاقۀ مسلمی به پیروزی مردم ایران خواهد داشت و امید من این است که اینان، از مردم ایران در مبارزه ای که برای رویارویی با رژیم سرکوبگری که مصمم است با هر وحشیگری و ارعابی که ممکن است فریاد آزادی خواهی آنها را خاموش کند، به هر طریقی که می توانند، پشتیبانی کنند.



اکنون، هنگام آن فرارسیده است که ملت ایران، از پذیرش و پشتیبانی بی قید و شرط جهانی که مدتهاست سزاوار آن هستند در مبارزه ای که در پیش دارند برخوردار شوند.
سپاسگزارم


زنده باد شاهزاده رضا پهلوی

22 بهمن امسال را، جهنم رژیم و روز رهایی ایران سازیم

*** 22 بهمن روز عزای ملی را به روز جهنم رژیم جمهوری خونخوار اسلامی تبدیل می کنیم***


پارس دیلی نیوز:22 بهمن از راه می رسد, 22 بهمنی متفاوت از تمام 22 بهمن ها در این 30 سال گذشته.

22 بهمنی در راه است که دیگر نه تنها رژیم از رسیدن آن خوشحال نمی شود، بلکه آرزو می کند که این روز هرگز فرا نرسد. هراس و اضطراب سراپای حکومت دیکتاتوری را فراگرفته و از ترس برخود می لرزد، آنقدر می ترسد که دیوانه وار دست به اعدام بی گناهان می زند تا حریف قوی، یعنی مردم بیدار شده و بپا خواسته را مرعوب کند و به عقب براند، غافل از اینکه این مردم دیگر بیدار شده اند و از چیزی هراس ندارند. تاریخ بشری نشان داده است که هرگاه دیکتاتورهای خونخوار با بیداری مردم خود مواجه می شوند، زوالشان حتمی است و فروپاشی حکومت هایشان فرا می رسد.

آری، پس از سی سال ظلم و جنایت و نکبت و فقر و بدبختی و تجاوز و قتل عام و چپاول توسط حکومت جمهوری کثیف اسلامی، مرگ این حکومت ننگین و بی آبرو فرا رسیده است. چیزی به سرنگونی این رژیم باقی نمانده است.



هم میهن، بپاخیز، با یک همت و یک خیزش سراسری در روز 22 بهمن، می توان سالروز تولد این حکومت ضد ایرانی را به مرگ آن تبدیل کرد.



ایرانی، دیگر زیر بار ذلت این حکومت نمی رود و به دنبال بازیابی هویت باستانی خویش است. از دخالت دین در حکومت و بازار مکاره-ی دین فروشان خسته شده و تشنه آزادی و به دست آوردن حقوق انسانی خود است.



ایرانی می خواهد آن شکوه گذشته و آن نام و مقامی را که در جهان شایسته آن است، بار دیگر به دست آورد و جایگاه واقعی خویش را در میان ملتهای جهان بازیابد.



مردم ایران پس از سی سال تحمل بدترین بلاهایی که ممکن است بر سر یک ملت آید، اکنون می خواهند که سرنوشت خویش را به دست گیرند و اشغالگران عرب زده و بی هویت را که بر جان و مال و ناموسشان پنجه افکنده و مانند زالو خون این ملت را می مکند، به زباله دان تاریخ بیاندازند.




هم میهن، جوان ایرانی و ای آزادیخواه،



برای سرافرازی خویش و نسلهای پس از خود، برای فردای ایران، برای آزادی، برای آینده ای بهتر و به خاطر آبروی ایران، سرزمین مادری، جایی که من و تو در آن به دنیا امده ایم، در روز 22 بهمن، فریاد خود را بر سر حکومت متجاوز جمهوری کثیف اسلامی بلند کن و به جهانیان نشان بده که ایرانی می خواهد و می تواند سرنوشت خویش را به دست گیرد و پایه های استبداد حاکم را فرو ریزد.




آری هم میهن، با همت تو، روز 22 بهمن 1388 می تواند روز مرگ جمهوری اسلامی و رهایی ایران از چنگال اهریمن باشد.

مرگ و ننگ بر رژیم خونخوار جمهوری کثیف اسلامی

تصویر ؛ خمینی دجال کثافت: شما را به مقام انسانیت می رسانیم

ایران پرس نیوز:سخنرانی خمينی دجال گور به گور شده کثافت در بهشت زهرا (12 بهمن 1357): ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشه، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم!

در حکومت خمینی جلاد گور به گور شده، جوانی را که نمی تواند سر پا بایستد به پای چوبه دار می برند

بازگشت پارازیت ها و گشت های ارشاد به تهران


ایران پرس نیوز:bold news: با نزدیک شدن به تظاهرات 22 بهمن پارازیت ها از امشب با شدت بیشتری بر روی شبکه های ماهواره ای ظاهر شده اند همچنین در مناطق شمالی تهران گشت های ارشاد آزار و اذیت دخترات جوان را از سر گرفته اند.
بر اساس این گزارش وحشت از گسترده شدن ابعاد راهپیمائی 22 بهمن بر همه ارکان حکومت مستولی شده و رژیم با تمام قوا در حال پلیسی کردن فضای تهران است.
همچنین در مناطق شمال تهران گشت های ارشاد به ایجاد مزاحمت و آزار برای بانوان مبادرت کرد.

گزارش بینندگان:اعتصابات عمومی و نا آرامی در شهر لار(استان فارس)

(تصویر از آرشیو)
با درود,خبرها از درگیری مردم و نیروهای امنیتی در سطح شهر لار حکایت می کند.این درگیریها بعد از انتشار خبری مبنی بر شهرستان شدن یکی از توابع این شهر،بنام گراش شدت یافته است.همچنین بنابر خبرهای رسیده تا کنون مردم این شهراقدام به شکستن شیشه های چند خودرونظامی و همچنین فرمانداری این شهر کرده اند.هم اکنون که ساعت 16 است،نزدیک به هزار نفر مقابل فرمانداری این شهر اجتماع کرده اند و شعارهایی مبنی بر استعفای فرماندار سر میدهند.

بدلیل قطعی شبکه اینترنت این خبر را با کمی تاخیر فرستادم
امروز مردم لار دست به اعتصابات عمومی زدند.این اعتصابات بعد از انتشار این خبری مبنی بر شهرستان شدن یکی از توابع این شهر بنام گراش شکل گرفته است.خبرها حاکی از آنست که درگیریهای گسترده ای بین مردم و نیروهای نظامی امنیتی رخ داده است .تا کنون مردم 4 دستگاه موتور سیکلت پلیس را آتش زده اند و پلیس اقدام به پرتاب گاز اشک آور و شلیک مستقیم (تفنگهای ساچمه ای)کرده است وتعدادی راهی بیمارستان و چندین نفر نیز دستگیر شده اند.

13.11.88

--

ما شیریم وخورشید پشت ماست

شهرستان لار؛ حمله مردم به فرمانداری رژیم و درگیری شدید
یکی از خوانندگان: بدلیل قطعی شبکه اینترنت این خبر را با کمی تاخیر فرستادم



خبرها از درگیری مردم و نیروهای امنیتی در سطح شهر لار حکایت می کند.این درگیریها بعد از انتشار خبری مبنی بر شهرستان شدن یکی از توابع این شهر،بنام گراش شدت یافته است.تا کنون مردم این شهراقدام به شکستن شیشه های چند خودرونظامی و همچنین فرمانداری این شهر کرده اند. روز دوشنبه نزدیک به هزار نفر مقابل فرمانداری این شهر اجتماع کرده اند و شعارهایی مبنی بر استعفای فرماندار سر می دادند. امروز سه شنبه هم مردم لار دست به اعتصابات عمومی زدند.همچنین درگیریهای گسترده ای بین مردم و نیروهای نظامی امنیتی رخ داده است .تا کنون مردم 4 دستگاه موتور سیکلت پلیس را آتش زده اند و پلیس اقدام به پرتاب گاز اشک آور و شلیک گلوله(تفنگهای ساچمه ای)کرده است . تعدادی راهی بیمارستان و چندین نفر نیز دستگیر شده اند
آخرین خبر: وزير کشور و رييس کميته امنيت ملي براي بازگرداندن آرامش به شهرستان لار رفته اند.



در پي نا آرامي در شهرستان لار و درگيري مردم خشمگين با نيروهاي ويژه علاالدين بروجردي رييس کميته امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي ومحمد مصطفي نجار وزير کشور به لار رفته اند .طبق آخرين اخبار واصله شهرستان لار يکپارچه در اعتصاب عمومي است و اوضاع شهرستان لار بسيار متشنج و نا آرام است.



گزارش دریافتی: حمله مردم خشمگين شهرستان لار به بانکها و شهرباني و نيروهاي ضد شورش
امروز مردم خشمگين لار با حمله به بانکهاي ملي وملت وشهرباني لار با شکستن شيشه هاي اين اماکن با نيروهاي ويژه ضد شورش اعزامي از شيراز درگير شدند که منجربه دستگيري و مجروح شدن تعدادي از مردم گرديد.نيروهاي ضد شورش از گاز اشک آور و تير اندازي براي متفرق کردن مردم استفاده کردند.لازم به ذکر است که طبق اعلام مردم اعتصاب و تعطيلي مغازه هاي اين شهرستان تا حصول مردم لار به حقوق خود ادامه خواهد داشت.



خوانندگان؛ شهر لار در آتش و دود
سلام من از لار هستم الان شهر لار در اتش و دود هست و جوانان لاری با کوکتل مولوتف همه جا را اتش زدن تمام شهر قدیم و شهر جدید لار را اوضاع شهر به صورت عجیبی اشفته هست

با سپاس از وبسایت پارس دیلی نیوز و ایران پرس نیوز

یورش وحشیانه گارد زندان به سلول زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی

پارس دیلی نیوز:بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، گارد زندان گوهردشت کرج به سلول زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی و سایر زندانیان یورش بردند و آنها را مورد اهانت و برخوردهای وحشیانه قرار دادند .



روز شنبه 10 بهمن ماه از حوالی ساعت 11:30 گارد زندان گوهردشت کرج به سلول زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی یور ش بردند،او و سایر هم بندیانش را مورد اهانت و برخوردهای وحشیانه قرار دادند. آنها همچنین حداقل وسائل شخصی آقای جاوید تهرانی را پخش و تخریب کردند. در این یورش مامورین گارد زندان سگهای خود را به درون سلولها رها کردند و از این طریق سعی در ایجاد جو رعب و وحشت در بین زندانیان داشتند.گارد زندان همچنین به تعداد دیگری از سلولهای زندانیان یورش بردند.



گارد زندان یکی از زندانیان بی دفاع بنام مهدی ضیاء آبادی که نسبت به یورشهای مستمر و وحشیانه اعتراض کرده بود با باتون های خود او را مورد ضرب وشتم قرار دادند که وی از چند ناحیه دچار صدماتی شد.گارد زندان همچنین زندانی صلاح الدین قربانی 60 ساله که نسبت به هجوم وحشیانه و رها کردن سگها به درون سلول اعتراض کرده بود مورد یورش قرار دادند و او را با باتون مضروب کردند.



در ادامه این یورش وحشیانه و اعتراض زندانیان نسبت به آن، صبح امروز آقای صلاح الدین قربانی به حفاظت زندان فرآخوانده شد و توسط فرجی معاون اطلاعات زندان تهدید شد که بزودی دستور خواهد داد که حکم اعدام او را به اجرا در آورند.فرجی همچنین زندانی دیگری بنام قربان علی نصیری پرشیمی 60 ساله و از معلولین 70 در صدی جنگ که به دلیل جرایم مالی 4 سال است که در زندان بسر می برد . بخاطر اعتراض به این یورش ها او را تهدید کرد که 20 روز به سلول های انفرادی سگ دونی منتقل خواهند کرد.



از طرفی دیگر گزارشاتی حاکی از دیدن دکتر احمد زیدآبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران در بند قرنطینه زندان گوهردشت کرج است. او روز گذشته حوالی ساعت 17:00 در بند قرنطینه زندان گوهردشت کرج دیده شده.



روز دوشنبه 12 بهمن ماه کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان گوهردشت کرج ، به بند 6 این زندان با تعدادی از پاسداربندها وارد شدند و زندانیان را مورد تهدید و اذیت و آزار قرار دادند.هنگام خروج از بند6 یکی از زندانیان بی دفاع را بنام سعید افشار زاده 25 ساله با خود به اطلاعات زندان بردند و او را برای مدتی طولانی با باتون و مشت و لگد مورد شکنجه قرار دادند. این زندانی هنگامی که به بند بازگشت از چند ناحیه زخمی و دچار خونریزی شده بود.



فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش های وحشیانه به سلول زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بی دفاع، ضرب و شتم و تهدید آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمان های بین المللی می خواهد که برای پایان دادن به جنایتهای سیستماتیک و مستمر در زندان های ولی فقیه علیه زندانیان بی دفاع اقدام عملی و فوری نمایند.

شاعری که اغتشاشگر نام گرفت؛ پدرش اعدام شده و مادرش در زندان

ایران پرس نیوز:امید منتظری ; شاعری که اغتشاشگر نام گرفت ... پدر وی نیز جزو اعدام شدگان سال 67 است و در حال حاضر مادر او نیز در زندان به سر می برد



سایت روز: جوانی که روز شنبه محاکمه شد و از وی به عنوان الف - م نام برده شد (امید منتظری) شاعری است که اینک عنوان اغتشاش گر روز عاشورا گرفته و تصاویر دفاعیات‌او از سیمای جمهوری اسلامی در حالی پخش می شود که وی در روز عاشورا در خانه بوده است.



امید که شاعری تواناست، کتابی نیز در مورد شعر منتشر کرده که حاوی دیدگاه های او پیرامون شعر امروزاست.



امید منتظری می‌نویسد:شعر نه آن جملات پر طمطراق را می باید، نه آن همه استعاره و تشبیه و مجاز. اینطور فکر می کنم که شعر در نگاه شاعر است. هنگام که به همین رویدادهای روزمره خیره می ماند.هنگام که دست کودک را می گیرد و می نویسد: آب
سهلی که محال می شود، نه حتی ممتنع. گمان می کنم اثبات شعر نه به کلمات ثقیل و پیچیده است که اینچنین ارتباط با مخاطب کمرنگ و باور ناپذیر می گردد. همچنین به قالب ریزی واژگان بی اثر نیز نمی باشد. قالب ناشی از سیما و شکل بیان محتوای خاصی است که آنارشی ذهنی و زبانی معاصر آنرا بر نمی تابد و پذیرا نیست.
ادبیات زبان فاصله و مجزا بودن نیست؛ زبان ارتباط است، تنیده به درک و وجود آدمی. شعر را اینگونه باور دارم نه آن خیال بعید و نه آن پرندۀ دور. می نویسیم: دلتنگ دلتنگی هامان، شکستۀ دلشکستگی هامان، با الفبای امید و حسرت که هی خط می خورد و دوباره...
اینگونه بر می گزینم، کلمات باور پذیر و تصاویر آشنا؛ اما نگاهی فراتر از تصویر بودن، در کشاکش نیستی و هستی و به معنایی شاید متافیزیک زندگی روزمره.
اما نه شاعر فیلسوف است و نه شعر چراگاه فلسفه. نمی دانم فلسفه چیست با این حال می دانم که شعر آن نیست ...
شعر من درازنای پر پیچ و خم هیچ خطابه ای نخواهد بود. استدلالی برای گویشش ندارم، اما ضرورتی است. زمین لرزه ای به مانند آوار آوار تشویش انسان معاصر.
تفکیک شعر در نگاه از زاویه ای دیگر است. شاید خیال و شاید فراتر از آن؛ در عمل هم بیان این دید و حس، به گفتاری مؤثرتر، گویاتر و ماندگار تر است.
آفرینش هنرمی باید از درون هنرمند باشد. مخلوق بی هویت بیگانه است. انگار که نیست. ولی مقصود تنها اصالت اثر نیست که اصالت اثر ناشی از اصالت آفرینندۀ آن می باشد، بدان شکل که به ضرورت خلق آن رسیده باشد. اثری خالص و مستقل!
هنری از خویشتن که بر تنها نشیند.



در زیر نمونه‌ای از شعر امید منتظری که پدر وی نیز جزو اعدام شدگان سال 67 است و در حال حاضر مادر او نیز در زندان به سر می برد،می آید.



امروز
صبحانه نخوردم
شعری نگفتم
و چای که همین‌جور دم می‌کشد روی اجاق
بوی مرداب می‌گیرد
بندگی روزهای سرد می‌کنم
پنجره آزارم می‌دهد
و باز منتظرت می‌ایستم...؛



گفتنی ست که امید منتظری از وابستگان سهراب اعرابی نیز هست که جزواولین جان باختگان حوادث پس از انتخابات است.

گزارش تکمیلی از مراسم گرامیداشت تولد اشکان سهرابی


پارس دیلی نیوز

امروز شنبه 10 بهمن ماه تولد اشکان سهرابی یکی از شهدای راه آزادی مردم ایران بود .ساعت 14:24 به قطعه 257 رسیدیم .خانواده اشکان ٰٰ مادران عزادار و حامیان آنها ٰتعدادی از دوستان و هم دانشگاهی های اشکان و تعدادی از مردم حضور داشتند.

جمعیت به ده ها نفر می رسید .مزار اشکان با قاب عکس های کودکی و جوانی او که مادرش با نگاهی اشک آلود به آنها می نگریست و نبودش را فریاد می زد ٰ گل های رز پرپر شده و گل های سفید مریم ٰو شمع های روشن تزیین شده بود.

کیک تولد اشکان با نوشته رویش اشکان جان همیشه زنده ای در کنار گل های پرپر شده قرار داده بودند خبری از نیروی انتظامی و لباس شخصی ها نبود .یکی از مادران عزادار از طرف تمامی مادران نوشته ای را خواند و به مادر اشکان تقدیم کرد تا همچنان استوار و ثابت قدم بماند.

هنوز از حضورمان 10 دقیقه ای نگذشته بود که دو اتومبیل نیروی انتظامی با 3 سر نشین به جلوی قطعه 257 آمدند یکی از اتومبیل ها بعد از چند دقیقه ای رفت اما یک اتومبیل نیروی انتظامی با دو مامور ماندند تا اوضع را کنترل و مانع شعار دادن بشوند. یکی از مامورین به طرف پدر اشکان رفت تا به او گوشزد کند شعار دادن ممنوع

حدود ساعت 15:20 بود که حضور لباس شخصی ها افزایش یافت . همه مهمانها با هم بر سر مزار ندا آقا سلطان و سپس سهراب اعرابی رفتند تا به آنها نیز ادای احترام کنند .اما همچنان لباس شخصی ها جمعیت را همراهی می کردند تا ساعت 15:35 که همه مهمان ها قطعه 257 را ترک کردند.

قطعه شعری که دائی اشکان برای خواهرزاده اش خوانده است:

اشکان عزیز

قصه تولد تو : حکایت شکفتن گل در میان برفها بود

و قصه رفتنت : حکایت پرپر شدن گل به دست خزان ویرانگر

و خاطره ات : شیرینی ایام تلخ آینده مان

و عمر کوتاهت : پیام شکفتن گلزاری با شکوه در زمستانی سرد و تار است

متنی که مادران عزادار بر آرامگاه اشکان قرائت کردند

اشکان جان

تولدت را فریاد

و بر شعله شمع های افروخته بر مزارت بوسه خواهیم زد

خواهرم

در کنارت استاده ایم چون کوه استوار ٰ چون سرو سبز و چون لاله داغ بر دل درد ما اگر چه اندازه تو نیست کمتر از آن هم نیست

قاب عکس اشکان تو در خانه دل ماست چون نداٰ سهراب ٰ مسعود ٰترانه ٰ کیانوش ٰ احسان و دیگر فرزندانمان

می دانیم رنجها کشیده ای تا جوانه ات را با سرانگشتان مهربانت پرورش دهی .خون دلها خورده ای تا بزرگ و بزرگتر شد آنقدر که دست بیداد نتوانست رشد و بالندگی اش را ببیند و تبر خود را فرود آورد غافل از جنگل و سروهای ایستاده اش

خواهرم در کنار تو مادرانی ایستاده اند که پیش تر از آن جگرگوشه هایشان را به جرم آزادیخواهی در گوشه و کنار این آب و خاک از دست داده اند مادرانی که نمی دانند بر کدامین گور بگریند

در کنار تو مادری است که ده سال به دنبال فرزندش می گردد او را از که بگیرد؟

از آنان که خود به در خانه آمدند و فرزندش را با خود بردند

در کنار تو مادرانی هستند که هر هفته با ضربه های باتوم مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و با هجوم و دستگیری مواجه هستند

سرت را بالا بگیر و فریاد عدالت خواهی ات را بلند کن این حق توست که بدانی دست چه کسانی به خون فرزندت آغشته است

این حق تو.ست که بدانی چه کسی ضربه آخر را زد

مادران عزادار در کنار خانواده های جان باختگان ٰ زندانیان ٰ مفقود شدگان هم صدا با آنها عدالت و آزادی را فریاد خواهند زد و خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و عقیدتی ٰ شناسایی و محاکمه و مجازات آمرین و عاملین کشتار فرزندان ملت در دادگاههای علنی و عادلانه می باشند.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

10 بهمن 1388 برابر با 30 ژانویه

گزارشی دیگر: بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مراسم گرامیداشت تولد جانباخته راه آزادی اشکان سهرابی با حضور خانواده و مادران عزادار و تعداد زیادی از مردم بر روی آرامگاه وی در بهشت زهرا برگزارگردید.

روز شنبه 10 بهمن از ساعت 14:00 به مناسبت تولد شهید راه آزادی مردم ایران اشکان سهرابی مراسمی بر آرامگاه وی از سوی خانواده اش و با حضور مادران عزادار و تعداد زیادی از مردم برگزار گردید. آنها با حضور بر روی آرامگاهش و قرار دادن گلهای رز قرمز وسفید و بر افروختن شمع نسبت به این جانباخته ادای احترام می کردند.

خانواده سهرابی کیکی به مناسبت تولد اشکان تهیه دیده بودند که بر بالای آن نوشته شده تولدت مبارک و در قسمت دیگری از کیک نوشته شده است "اشکان برای همیشه زنده ای"

مادران عزادار علاوه بر قرار دادن گل و روشن کردن شمع شعر و نوشته هایی را برای گرامیداشت این جاباخته آزادی قرائت کردند.

حضور مردم و جوانان در مراسم چشمگیر بود آنها با قرار دادن گل و روشن کردن شمع و ادای احترام یاد و خاطره این جانباخته راه آزادی را گرامی میداشتند. تا لحظه انتشار این خبر همچنان بر تعداد مردم که برای گرامی داشت تولد اشکانمی آیند افزوده می شود.

نیروهای سرکوبگر که ابتدا فقط لباس شخصی ها در میان جمعیت حضور داشتند با افزایش یافتن تعداد جمعیت 2 خودروی نیروی انتظامی را بسوی آرامگاه اشکان اعزام و در آنجا مستقر کردند. نیروهای سرکوبگر پدر شهید اشکان را تحت فشار قرار داده اند که مراسم نباید به اعتراض علیه قاتلین او تبدیل شود.آنها بطور مرتب در کنار پدر اشکان قرار دارند و او را تهدید می کردند.



با سپاس از وبسایت خبری پارس دیلی نیوز